على ربانى گلپايگانى
390
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
عباس ، انس بن مالك ، ابو العاليه ، شعبى و عكرمة . برخى چون حسن بصرى و ناصر الحق از پيشوايان زيديه ، نيز قايل به تخيير ميان غسل و مسح شدهاند . « 1 » ولى ائمهى مذاهب أربعه اهل سنّت ، و قول مشهور ميان آنان وجوب غسل پاها است و مسح آن دو را كافى نمىدانند . مستند آنان در اين قول احاديثى است كه در مجامع روايى آنان وارد شده است . اين احاديث ناظر به تفسير آيهى وضو نيست ، بلكه بيانگر عمل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فتواى برخى از صحابه است ، و خود بر دو دستهاند . برخى مسح پاها را واجب مىدانند ، و برخى مسح آنها را . و درهرحال اكثريت اهل سنّت طرفدار وجوب غسل مىباشند . از آنجا كه اين نظريه با ظاهر آيهى وضو سازگار نيست در توجيه آن وجوه مختلفى را بيان كردهاند : 1 . أرجلكم مجرور و عطف بر ظاهر رؤوسكم است ، ولى مراد از مسح غسل است . نادرستى اين قول روشن است ، زيرا واژهى غسل و مسح هم در لغت و هم در شرع متفاوتاند . و اگر احياناً به صورت مجازى يكى از آن دو در ديگرى استعمال شود ، در فرضى كه قرينهاى در كار نيست ، چنين وجهى پذيرفته نخواهد بود . و اما اينكه در احاديث اهل سنت غسل پاها آمده است ، اين احاديث معارض با احاديثى است كه مسح پاها را بيان كرده ، و ثانياً اين احاديث مفيد علم نيست تا بتوان با آنها از ظاهر قرآن كريم دست برداشت . به عبارت ديگر : نسبت اين روايات با ظاهر آيهى كريمه تعارض است ، و از قبيل نسبت ميان خاصوعام يا مقيد و مطلق نيست ، تا با استناد
--> ( 1 ) . مجمع البيان : 2 / 164 ؛ تفسير طبرى : 6 / 82 - 83 .